تبليغاتX
كنكاش

جمعه 8 اردیبهشت1385

کنکاش خداحافظی می کند!

به تيتر مطلب شك نكنيد، چون بناي خداحافظي از شبكه جهاني اينترنت را داريم!

البته پيش از رفتن، سوژهء اخير را به پايان مي بريم و شما همچنان مي توانيد در مورد دو چهرهء معروف تصوير ِ پست قبل فكر كنيد و اگر نظري داريد به ما بگوييد.

در مورد خداحافظي نيز نكاتي گفتني است كه در ادامه مي خوانيد.

وقتي با راه اندازي اين وبلاگ اعلام موجوديت كرديم، فقط در يك مورد مطمئن بوديم و آن گام برداشتن در مسير الهي ولايت فقيه بود. در زمينه هاي فرعي اعلام كرديم كه قصد تجربه داريم و دست ياري به سوي همفكران خود دراز و اعلام آمادگي كرديم كه از نظرات و تجربيات دوستان اسفاده كنيم. به وبلاگ هايي كه با موضوع دفاع مقدس و ارزش هاي اسلامي به روز مي شدند سرزديم، سلام كرديم و نظر خواستيم. اغلب با دودلي به ما نگاه كردند و بعضاً تندي نيز كردند. به دوستان خارج از دنياي اينترنت نيز روي آورديم و راهنمايي خواستيم و خودشان بهتر مي دانند كه تا كجا با ما همراه شدند و اصلاً همراه شدند يا خير؟ (اين نوشته به معاندين و منافقين رويكردي ندارد.)

در مورد همفكران ارجمند در دنياي مجازي (اينترنت) و دنياي واقعي قضاوتي نمي كنيم. آنها را به خداي خود و وجدان بيدارشان وامي گذاريم.

ما نيز از حضرت امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) آموخته ايم كه تكليف مدار باشيم و «لا يكلف الله نفساً الا وسعها». ما به تكليف خود عمل كرديم و در اين ميدان پانهاديم، چون معتقد بوديم كه حرفي براي گفتن داريم و سواي از موضوع اين وبلاگ (افشاگري) طرح هاي زيادي داشتيم كه قابل اجرا شدن بود. اما مگر چند معلم (به معناي عام) كه بايد زندگي روزمرهء خود را نيز بگذرانند دست تنها و بدون همراهي كساني كه مي توانند يار و همراه باشند، چه مي توانند بكنند؟

ما نمي دانيم كساني كه كوتاهي كردند، از عقل خود فرمان گرفتند يا تنبلي كردند و به هواي نفس خود ميدان دادند؟ به هر صورت از آنجا كه يك دست صدا ندارد ، مي رويم و وقت خود را در زمينه اي وقف مي كنيم كه نتيجه اش قطعي و روشن باشد.

اكنون كساني كه ما را تندرو خواندند خوش حال باشند. كساني كه ما را مزاحم خود خواندند خرسند باشند. معدود عزيزاني كه با ما همراه شدند عذر ما را بپذيرند و به ما حق بدهند.

وعدهء ما باشد براي روزي كه رازها آشكار مي شود (يوم تبلي السرائر). تنها آنجاست كه حقيقت آشكار مي شود و ما همه مي توانيم ميزان درستي تصورات خود را محك بزنيم.

در دنيايي كه جز با رفتن قَدرت را نمي دانند، شايد پس از خداحافظي بعضي ها بفهمند كه قصه چيست و به تكاپو بيافتند. اما در هر حال تصميم ما قطعي است و بازگشتي ندارد.

به قول شهريار استاد ترك پارسي گوي:

تا هستم اي رفيق نداني كه كيستم

روزي به سراغ من آيي كه نيستم.

ما مي رويم و بار ديگر تأكيد مي كنيم كه وعده مان در روز جزا. روزي كه حساب در حدّ «مثقال ذرَّة ٍ» است. در آن روز كساني كه با تأمل و با رجوع به عقل خود، ولو به اشتباه از همراهي ما سر باز زدند، مأجورند (ان شاء الله) و كساني كه خدا را در نظر نداشتند، روز سختي خواهند داشت.

خدا به همهء ما رحم كند.

نوشته شده توسط عبدالله تهرانی در 0:41 |  +   •